رفتم

هم رفتنم خطاست

هم بازگشتنم ...

چون اره در گلوی سپیدار مانده ام !


/ 6 نظر / 4 بازدید
محمد علی

با سلام و عرض ادب[لبخند][گل] میخواهم برایت تنهایی را معنی کنم! در ساحل کنار دریا ایستاده ای , هوای سرد , صدای موج انتظار انتظار انتظار ... ... به خودت می آیی , یادت می آید دیگر نه کسی است که از پشت بغلت کند , نه دستی که شانه هایت را بگیرد , نه صدای که قشنگ تر از صدای دریا باشد اسم این تنهایی است...[لبخند][گل] http://asemondelamgerefte.persianblog.ir/دلم گرفته آسمان http://dastandastankotah.persianblog.ir/داستان های کوتاه(عشق)

شازده کوچولو

واقعا سخته که ادم نمیدونه باید بره یا بمونه اما بهت بگم من رفتنو انتخاب کردم حتی اگر این تبر ،بخواد گردن منو بزنه هرچند من که سپیدار نیستم تو سپیدی رو از من گرفتی مثل حاجی فیروز شدم میفهمی اینو؟

مازیار

این‌جا دلم برای تو هِی شور می‌زند از خود مواظبت کن و نگذار هیچ‌وقت... اخبار گفت شهر شما امن و راحت است من باورم نمی‌شود ، اخبار هیچ‌وقت...

ماه منی

نه دل ما ندن دارم نه پای رفتن و این تردید مرا ...............

شقایق

یه سوال ذهن بنده رو درگیر کرده .... اینا رو خودت مینویسی؟؟؟[سوال]

شقایق

بله گرفتم چی شد من که اینجا رو خیلی دوست دارم...[ماچ][رویا][ماچ][رویا][ماچ]