گمانم محمود مرا لو داده

از

 استاد منوچهر احترامی

(خالقِ اثر جاودان، حسنی نگو، یه دستهِ گل)


قورباغه توی کلاس ورجه وورجه میکرد

آقای افتخاری گفت: قاسم! این قورباغه را از کلاس بینداز بیرون

قاسم گفت: آقا اجازه؟ ما از قورباغه می‌ترسیم

آقای افتخاری گفت: ساسان! تو این قورباغه را بینداز بیرون

ساسان گفت: آقا اجازه؟ ما هم می‌ترسیم

آقای افتخاری گفت: بچه ها! کی از قورباغه نمی‌ترسد؟

من گفتم: آقا اجازه؟ ما نمی‌ترسیم

آقای افتخاری گفت: کیف و کتابت را بردار و گمشو از کلاس برو بیرون،

گمان می‌کنم که محمود مَرا لو داده باشد؛ و گرنه آقای افتخاری از کجا می‌دانست
که من قورباغه را به کلاس آوردم...؟!



 
/ 7 نظر / 4 بازدید
ققنوس

[خنده]

لیلا

عالی بود ممنون.[گل][گل][گل][گل]

شقایق

خخخخ[قهقهه] خیلی باحال بووووود.

maryam

عاشق كسي باش كه لايق عشقت باشد نه تشنه عشقت . چون تشنه يه روز سيراب مي شه !

رومینا

زن ها مثل سکوت میمونن....با کوچک ترین حرفی میشکنن.

نازي ايراني

چه باحال