الیس الله بکاف عبده ؟؟

به ﺷﻠﻮﻏﯿﻪ ﺩﻭﺭﻡ ﻧﮕﺎﻩ ﻧﮑﻦ،

ﭘﺸﺘﻢ ﺧﺎﻟﯿﻪ ...

/ 16 نظر / 18 بازدید
نمایش نظرات قبلی
رومینا

اره جونه خودت بی معرفت..[نیشخند]

رومینا

ﮔﺎﻫﯽ ﺳﮑﻮﺕ ﺧﯿﻠﯽ ﻭﺣﺸﺘﻨﺎﮐﻪ ! ﯾﻌﻨﯽ ﻃﺮﻑ ﺍﺯﺕ ﻗﻄﻊ ﺍﻣﯿﺪ ﮐﺮﺩﻩ . . . ﻓﻬﻤﯿﺪﻩ ﮐﻪ ﻧﻪ ﺍﻫﻞ ” ﺩﺭﮐﯽ ” ، ﻧﻪ ﺍﻫﻞ ” ﮔﻔﺘﮕﻮ ”

ققنوس

نمیدونم. این دوره زمونه ادم رو افسرده میکنه. این همه درس بخون اخرش بیکار. این همه واسه دکتری بخون اخرش با سوالات عجیب و غریب که طراح معلوم نیست با کدوم تخیلش طرح کرده روبه رو بشی... بعدش نه پول داری نه چیزی با این گرونی... دوست ندارم مصرف کننده باشم. اما کاری هم نمیتونم بکنم...

الهه

زندگی باور می خواهد...[لبخند] آن هم از جنس امید... که اگر سختی راه به تو یک سیلی زد... یک امید از ته قلب... به تو گوید که خدا هست هنوز...[چشمک]

الهه

جمله رومینا خانم خیلی خوب بود.من هم منتظر یه همچین روزی هستم.فقط خدا کنه زود بیاد.چند وقته کارم گریه است.نمیدونم بعضیا آدم نیستن فقط خطای دیدن و باید اینقدر شجاع باشی که بتونی این رو محکم تو روشون بگی.فقط دلم میخواد به زودی تماشاگر بشم.

الهه

بله یک نفس عزیز. چو بد کردی مباش ایمن ز آفات که واجب شد طبیعت را مکافات. اگر این قانون پروردگار در عالم نبود الان سنگ رو سنگ بند نمیشد ولی نمیدونم چرا باز خیلی ها این رو نمیفهمن؟چرا گوچه علی چپ کوچه خوبیه براشون نمیدونم؟انشاالله به زودی زود هم دلت بخنده هم لبات[بغل]

roza

سلام دوست عزیز سال نومبارک امیدوارم سالی پراز شادی ونشاط درانتظارت باشه وازهرغم وغصه ای تهی باشی... [گل]

الهه

سلام.خدا همیشه تو دلهای شکسته است.من هم همیشه میگم خدا با اوناست ولی اینطور نیست.میدونم که اشتباه فکر میکنم ولی می یاد سراغم این فکر.ناراحت نباش دوست من من هم احساس تو رو دارم انشاالله به زودی تماشاگر میشیم...[لبخند]

Adrenalin

هر روز با هم دعوا داشتیم ولی زورم به او نمی رسید. نمی دانستم چه کنم، با خودم گفتم می روم شکایت می کنم... کتاب مفاتیح را برداشتم و آن را باز کردم: «الهی الیک اشکو نفساْ بالسوء اماره...» خدایا به تو شکایت می کنم از نفسم [گل]