انتظار

در حسرت تن تو سالها

پژمرده شدند ،

گل های پیراهن روی بند ...!
 

فکر میکنم از سهیل محمودی .

فکر میکنم تو وبلاگ ناز و نیاز خوندمش


/ 6 نظر / 9 بازدید
حمیرا

سخت است بغض داشته باشی ...بغضت را کسی نشکند جز صدای کسی که دیگر نیست.......

ققنوس

زیبا بود.

علیرضا

تنها آغوش توست که می آید به قامتم،،،

تکپر

سلام وبت عالیه خوشحال میشیم بهمون سربزنی

پرنده خاموش

میـدونی بن بسـت زنـدگی کـجـاست ؟؟؟ جــایــی کـه ... نـه حـــق خــواسـتن داری نـه تــوانــایـی فـــرامــوش کـــردن.. ..............................[گل] ..................[بدرود]