یک نفس

سعدیا گر نکند یاد تو آن یار مرنج/ما که باشیم که اندیشه ما نیز کنند؟

 
اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
نویسنده : یک نفس - ساعت ٦:۳۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٦/۳
 

 گفتم از اینجا تا مشهد چقدر راه است ؟

گفت آنقدر که بگویی

السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا

پیشاپیش طلوع زیباى شمس الشموس از مشرق کرامت و رأفت مبارکباد

از وبلاگ مازنی ریکا

 


 
 
اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
نویسنده : یک نفس - ساعت ٥:٤٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٦/۳
 

ما غایبیم ، او منتظر آمدن ماست ... !


السلام علیک یا صاحب الزمان

متن از وبلاگ جملات زیبا و دلنشین راد





پ.ن : گوش دادن این سخنرانی خالی از لطف نیست ... لطفا ساعتی از وقتتون رو به این سخنرانی اختصاص بدین

ما و امام زمان (عج) جلسه ششم استاد محمد شجاعی

پ.ن : دوستانی که علاقه مند بودن بهم بگن بقیه جلسات رو در اختارشون بزارم 

 


 
 
روز مادر
نویسنده : یک نفس - ساعت ٩:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/۱/٢۱
 

آنجا که چای ات سرد میشود 

و دلت گرم ،

خانه مادر است ...!

                   


 
 
برگرد عشق من
نویسنده : یک نفس - ساعت ۳:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱٢/٢٥
 

دلت می آید

بهار بیاید و تو نیایی ...؟؟




 
 
زندگی
نویسنده : یک نفس - ساعت ۱:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱٢/٢۱
 

ارزش بعضی از لحظات زندگی ،

به اندازه کل زندگی است ... !

آل پاچینو
 

                 


 
 
برگرد
نویسنده : یک نفس - ساعت ٩:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱٢/٤
 

تمام گل ها و رنگ ها ،

تمام لبخندها ...

باور کن

تمام دنیا در چمدان تو بود ... !!

رضا یار احمدی



 
 
بیخیال
نویسنده : یک نفس - ساعت ۱٠:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱۱/٢۳
 

بی خیال جهـان ،

 قهوه ات یخ کرد ...! 


 
 
تولد
نویسنده : یک نفس - ساعت ۱٢:٥۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۱۱/۱٧
 

هر سال روز تولدم 

شمع های بیشتری برایم اشک میریزند ...

احسان پرسا



 
 
فریاد
نویسنده : یک نفس - ساعت ٩:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱۱/۱٤
 

هرچه میخواهم غمت را در دلم پنهان کنم

سینه میگوید که من تنگ آمده ام فریاد کن ...
 



 
 
خودت باش
نویسنده : یک نفس - ساعت ٤:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱٠/۸
 

تنها از یک نفر نمیتوان سبقت گرفت !

آن کسی که به راه خودش میرود .

مارلون براندو



 
 
زنگ بزن ...
نویسنده : یک نفس - ساعت ۱۱:٤٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۱۱/۱
 

منتظرم ،

شبیه یک آهنگ قدیمی

در آرشیو رادیو

" زنگ بزن "

بگو که میخواهی مرا بشنوی ...

آزاد نوروزی

 


 
 
توکل و اعتماد بر خدا
نویسنده : یک نفس - ساعت ٩:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱٠/۳
 

                                 نگران فردا نباش !

                                خــدا از قبل آنجاست ...

                                                        


 
 
برای این همه شب یلدا ، که فال من نبوده ای ...
نویسنده : یک نفس - ساعت ٩:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٩/۳٠
 

کوتاه ترین شب ها هم 

بی تو نمیگذشت ...

رحم کن عشق من !

امشب ، شب یـلدا است ...
 



 
 
شب یلدا
نویسنده : یک نفس - ساعت ۸:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٩/۳٠
 

برای من 

هر شب بی تو یلداست ...

منی که زیر حافظ چشمانت ،

یادت را

دانه دانه میکنم ...
 



 
 
بیا
نویسنده : یک نفس - ساعت ۳:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٩/۱۳
 

من آب می پاشم و جارو میزنم و مهمان دعوت میکنم ،

تو اگر دلش را داشتی نیا ... !

 


 
 
رفت !
نویسنده : یک نفس - ساعت ٩:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٩/۱۱
 

از همان جاده ای که آمد ،

رفـت !

رفت و اندوه برنگشتن شد ... 

علیرضا آذر



 
 
کجایی ای دوست ؟؟!!
نویسنده : یک نفس - ساعت ۱:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٩/٤
 

اوقات خوش آن بود که با دوست به سر شد

باقی همه بی حاصلی و بی خبری بود ...!

حافظ




 
 
دوستت دارم
نویسنده : یک نفس - ساعت ۱٠:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٩/۳
 

مچ دوستت دارم هایت را بگیر ،

سرکوچه ها پرسه می زنند ...!

سعید چولکی


 
 
رژ لب
نویسنده : یک نفس - ساعت ٢:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۸/٢٧
 

مثل ماژیکی که بر هر نکته ای ، خط میکشد

میکشی رژ بر لبت ، یعنی بخوانم بیشتر ...

شهراد میدری



 
 
لطفا
نویسنده : یک نفس - ساعت ٩:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۸/٦
 

با هرهدف ونیتی که درعزاداری ها وهیئت ها شرک میکنید،

لطفا ظروف یکبارمصرف را در سطل زباله بیندازید .

رفتگر ها جزء لشکریان یزید نبودند !

فیسبوک پیج لایک بزن و بخند

 



 
 
انتظار
نویسنده : یک نفس - ساعت ۱٢:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۸/۱
 

در حسرت تن تو سالها

پژمرده شدند ،

گل های پیراهن روی بند ...!
 

فکر میکنم از سهیل محمودی .

فکر میکنم تو وبلاگ ناز و نیاز خوندمش



 
 
نماز
نویسنده : یک نفس - ساعت ۱:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۸/۱
 

ﻧﻤﺎﺯﻫﺎﯾﻤﺎﻥ ﺍﮔﺮ "ﻧﻤﺎﺯ " ﺑﻮﺩ

ﻧﻤﺎﺯﻫﺎﯾﻤﺎﻥ ﺍﮔﺮ "ﻧﻤﺎﺯ " ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﻣﻮﻗﻊ ﺳﻔﺮ، ﺫﻭﻕ ﻧﻤﯽ ﮐﺮﺩﯾﻢ ﺍﺯ ﺷﮑﺴﺘﻪ

ﺷﺪﻧﺶ !

ﻧﻤﺎﺯﻫﺎﯾﻤﺎﻥ ﺍﮔﺮ ﻧﻤﺎﺯ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺭﮐﻌﺖ ﺁﺧﺮﺵ ﺍﯾﻦ ﻗﺪﺭ ﮐﯿﻒ ﻧﺪﺍﺷﺖ !

ﺍﮔﺮ ﻧﻤﺎﺯﻫﺎﯾﻤﺎﻥ ﻧﻤﺎﺯ ﺑﻮﺩ،

ﮐﻪ ﺍﻭﻝ ﻭﻗﺖ ﻧﻤﯽ ﺧﻮﺍﻧﺪﯾﻤﺶ، ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ، ﺧﻮﺩ ﺭﺍ

"ﺧﻼﺹ " ﮐﺮﺩﻩ ﺑﺎﺷﯿﻢ ...

ﺍﮔﺮ ﻧﻤﺎﺯﻫﺎﯾﻤﺎﻥ ﻧﻤﺎﺯ ﺑﻮﺩ

ﮐﻪ ﺗﺒﺪﯾﻞ ﻧﻤﯽ ﺷﺪ ﺑﻪ ﻧﻤﺎﯾﺶ ﭘﺎﻧﺘﻮﻣﯿﻢ ﺑﺮﺍﯼ ﻧﺸﺎﻥ ﺩﺍﺩﻥ ﺁﺩﺭﺱ ﺷﺎﺭﮊﺭ

ﮔﻮﺷﯽ ...

ﺍﮔﺮ ﻧﻤﺎﺯﻣﺎﻥ ﻧﻤﺎﺯ ﺑﻮﺩ،

ﮐﻪ ﺗﺒﺪﯾﻞ ﻧﻤﯽ ﺷﺪ ﺑﻪ ﯾﮏ ﻓﺮﺻﺖ ﻃﻼﯾﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺧﻠﻖ ﺍﯾﺪﻩ ﻫﺎﯼ ﺑﮑﺮ !!

ﺗﺒﺪﯾﻞ ﻧﻤﯽ ﺷﺪ ﺑﻪ ﻣﻨﺎﺳﺐ ﺗﺮﯾﻦ ﺯﻣﺎﻥ ﺗﺤﻠﯿﻞ ﺭﻓﺘﺎﺭ ﻓﻼﻥ ﻫﻤﮑﺎﺭ !

ﺗﺒﺪﯾﻞ ﻧﻤﯽ ﺷﺪ ﺑﻪ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﺣﺴﺎﺏ !!

ﻧﻪ

ﻧﻤﺎﺯﻫﺎﯾﻤﺎﻥ "ﻧﻤﺎﺯ " ﻧﯿﺴﺖ

ﺍﮔﺮ ﻧﻤﺎﺯ ﺑﻮﺩ، ﯾﮏ "ﮐﺎﺭﻭﺍﺵ ﻗﻮﯼ " ﻣﯽ ﺷﺪ ﻭ ﺑﺎ ﻓﺸﺎﺭ ﻣﯽ ﺷﺴﺖ ﺍﺯ ﺩﻟﻤﺎﻥ

ﻫﻤﻪ ﯼ ﺳﯿﺎﻫﯽ ﻫﺎ ﺭﺍ، ﻟﮑﻪ ﻫﺎ ﺭﺍ، ﭘﻠﺸﺘﯽ ﻫﺎ ﺭﺍ.

ﺍﮔﺮ ﻧﻤﺎﺯ ﺑﻮﺩ، ﻣﯽ ﺷﺪ " ﮐﯿﻤﯿﺎ " ﻭ ﻣﺲ ﻭﺟﻮﺩﻣﺎﻥ ﺭﺍ ﺗﺒﺪﯾﻞ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ ﺑﻪ ﻃﻼ ...

ﺍﮔﺮ ﻧﻤﺎﺯﻣﺎﻥ ﻧﻤﺎﺯ ﺑﻮﺩ،

ﻣﯽ ﺷﺪ ﭘﻞ، ﻣﯽ ﺷﺪ ﭘﻨﺎﻫﮕﺎﻩ، ﻣﯽ ﺷﺪ ﺩﺍﺭﻭ، ﻣﯽ ﺷﺪ

ﻣﺮﻫﻢ، ﻣﯽ ﺷﺪ ﺩﺭﻣﺎﻥ،ﻣﯽ ﺷﺪ ﺷﺎﻩ ﮐﻠﯿﺪ، ﻣﯽ ﺷﺪ ﻣﯿﻌﺎﺩﮔﺎﻩ، ﻣﯽ ﺷﺪ

ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ....

ﺧﺪﺍﯾﺎ ! ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﮐﻪ ﺩﺭﻫﺎﯼ ﺁﺳﻤﺎﻧﺖ ﺭﺍ ﺳﺨﺎﻭﺩﺗﻤﻨﺪﺍﻧﻪ ﺑﺎﺯ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﯼ،

ﻣﻦ ﺍﺯ ﺗﻮ ﻓﻘﻂ ﯾﮏ ﭼﯿﺰ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﻢ.

ﺑﺮ ﻣﻦ ﻣﻨﺖ ﺑﮕﺬﺍﺭ ﻭ ﮐﺎﺭﯼ ﮐﻦ ﻧﻤﺎﺯﻫﺎﯾﻢ،


"نماز شود فقط همین"

 از وبلاگ گیله مرد

 


 
 
مهر
نویسنده : یک نفس - ساعت ۱۱:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٧/۳٠
 

یادمان باشد ،

امروز پایان مهر است ،

نه مهربانی ...

مهرتان مستدام !



 
 
السلام علیک یا امام غریب یا امام رئوف
نویسنده : یک نفس - ساعت ٩:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٧/۱٦
 

ما را کرمش داد زهرغصه نجات

بر معرفت و مرام سلطان صلوات

 

اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

فیسبوک imam reza


 
 
برگرد
نویسنده : یک نفس - ساعت ٩:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٧/۱٤
 

مثل ساحل و دریا ،

تو هرگز نمی روی

و من همیشه بازمیگردم ...

هرمان دکونینک . برنامه رادیویی مثلث فیسبوک



 
 
این روزها
نویسنده : یک نفس - ساعت ۱۱:٥۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٧/۱٠
 

ما مثل دفترهای قدیمی کاهی بودیم ،

دو به دو به هم چسبیده !

هر کداممان را که می کندند ،

آن یکی هم بیرون می پرید از زندگی !

حالا سیمی مان کرده اند

که با رفتن دیگری کک مان هم نمی گزد ...!




 
 
مهر
نویسنده : یک نفس - ساعت ۱۱:٠٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٧/۱٠
 

از همه جا ،

بوی مهر می آید

از سمت تو ،

بوی بی مهری ... !

با تشکر از ساناز

برای این متن زیبا تصویری که به دلم بشینه پیدا نکردم . لطفا اگه شما تصویر مناسب دارین url اونو تو
قسمت نظرات بزارین ممنون .


 
 
بوسه
نویسنده : یک نفس - ساعت ۸:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٦/٢٩
 

پاییـز

آرام آرام ،  قد میکشد 

اما هنـــــوز ،

بوی بهار می آید

از کوچه ای که

تو در آن ،

مرا بوسیــدی ...

سیاوش خاکسار . تصویر art pics فیسبوک


 
 
کجایی ؟!
نویسنده : یک نفس - ساعت ٢:٢۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٦/٢۸
 

برای همه ،

پاییز با مهر شروع میشود

اما پاییز زندگی من ،

جایی شروع شد

که مهر تو تمام شد ... !

 


 
 
خواب
نویسنده : یک نفس - ساعت ۱:۱٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٦/٢٢
 

نمیدانم چنین حسی داشته ای یا نه !

بخواهی هزاران سال بخوابی ،

یا اصلا وجود نداشته باشی ...

فکر میکنم از استفان چبلسکی . مجله هنری ژوان فیسبوک

 


 
 
ید الله فوق ایدیهم
نویسنده : یک نفس - ساعت ۱:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٦/٥
 

 « لا حول و لا قوة اِلا بالله »

تا وقتـــی" خـــــــــــدا " نخواد هیچکس نمیتونه هیــچ کاری بکنه . هیچکس

توکل به خودِ خودت فقط خودت خدا 


 
 
عزیزم ، بس کن ...
نویسنده : یک نفس - ساعت ٤:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٦/٢
 

" به آب و رنگ وخال و خط ، چه حاجت روی زیبا را "

عزیزم ، بس کن ، ازاین بیشتر ترفند لازم نیست !

بهمن صباغ زاده

لطفا اگز تصاویر باز نمیشه بهم اطلاع بدین تا اصلاح کنم  

 

wr869e9e4a81u9u56u1c.jpg


 
 
امیـــد
نویسنده : یک نفس - ساعت ۳:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٦/٢
 

اگر فردا پایان عمر جهان باشد ،

من امــروز درخت سیبی خواهم کاشت .

دومین شانس
کنستان ویرژیل گئورگیو




 


 
 
برق سه فاز !
نویسنده : یک نفس - ساعت ۸:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٥/٢٤
 

چشمهایت ، نگاه خیسم را

مثل برق سه فاز میگیرد !

تو برایم جرقه ای وقتی ،

خانه را بوی گاز میگیرد ...

فکر میکنم از : بهمن صباغ زاده

اگه استقبال از مطالبمون کم باشه دیگه ادامه نمیدم . پس لطفا وقتی از یه متن خوشتون میاد اعلام کنید

 


 
 
توکلتُ علی الله
نویسنده : یک نفس - ساعت ۱٠:٥٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٥/٢۱
 

گر نگهدار من آنست که میدانم ،

شیشه را در بغل سنگ نگه میدارد ...

           


 
 
احتیاط !
نویسنده : یک نفس - ساعت ۸:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٥/۱٧
 

احتیاط ،

به آدم ها نزدیک میشوید !  

مجله هنری ژوان - فیسبوک

 


 
 
دلتنگتم
نویسنده : یک نفس - ساعت ٧:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٥/۱٠
 

دلتنگی یعنی

تتفنگت پر باشد و 

در چشم های شکار ،

یاد لیلا کنی ...

مرتضی روشن بین - ناز و نیاز



 
 
stop bombing Gaza
نویسنده : یک نفس - ساعت ٢:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٥/۸
 

تقویم های ما و شما فرق میکند !

ما جای عید « فطر » به « قربان » رسیده ایم ...

 بچه های قلم



 
 
الله
نویسنده : یک نفس - ساعت ۱٢:٤٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٥/٦
 

وقتی که خدا دست به قلم میشود ...



 
 
روزه
نویسنده : یک نفس - ساعت ۱٢:٢٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٥/٥
 

شب تا سحر گریه میکنم ،

و سحر تا افطار روزه بغض میگیرم ...

خدایــا 

بدون او چقدر درد دارد مهمانی ات .



 
 
تغییر
نویسنده : یک نفس - ساعت ۱:٥٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٤/۳٠
 

زنی که موهاش رو کوتاه میکنه ،

تصمیم گرقته تو زندگیش تغییر بوجود بیاره !



 
 
نعمت دوست
نویسنده : یک نفس - ساعت ۱٢:٢٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٤/٢٤
 

صداقت شاید ،

به تو دوستان زیادی ندهد !

اما همیشه 

بهترین و ماندگارترینشان را نصیبت میکند ...

 جان لنون - مجله هنری ژوان


 


 
 
زندگی
نویسنده : یک نفس - ساعت ٥:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٤/۱٦
 

روزهایی هست

که آدم بیشتر از یک روز

آنها را زندگی میکند ...!



 
 
هل جزاء الاحسان الا الاحسان ؟
نویسنده : یک نفس - ساعت ٤:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٤/۱٦
 

صد بار بدی کردی و دیدی ثمرش را

خوبی چه بدی داشت که یکبار نکردی ؟

 



 
 
you can do whatever u want
نویسنده : یک نفس - ساعت ٩:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۳/٢٥
 

ناشنوا باش !!

وقتی همه از محال بودن آرزوهایت سخن میگویند ...

با هر کسی نباید از ارزوها حرف زد

 


 
 
الحمد الله
نویسنده : یک نفس - ساعت ٤:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۳/۱
 

اگر بعد از هر لبخند خدا را سپاس نگویید ،

روا نیست بعد از هر اشکی از او گلایه کنید ...

هرچند خدا لطفش بیشتر ازیناست ....



 
 
سابق
نویسنده : یک نفس - ساعت ٩:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٢/۳۱
 

آدم خاطـــره دار ،

دیگر هیچوقت آن آدم سابق نمیشود ...

هیـــــچوقت .....!



 
 
بلاخره
نویسنده : یک نفس - ساعت ٢:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٢/٢٢
 

انگار تو را دیده 

خوابم ، بیدار نمیشود ...!

افشین صالحی - یه مشت شعر فیسبوک



 
 
هنوز ...
نویسنده : یک نفس - ساعت ۳:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٢/٢۱
 

دو سال میگذرد و من هنـــوز سربازم

وظیفه شب و روزم

ندیده بانی توست ...

یاسر قنبرلو . تصویر از  Isaac Gautschi



 
 
باز ...
نویسنده : یک نفس - ساعت ۱٢:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٢/٢
 

قاتل ها همیشه ،

چاقو ... تفنگ ...

قاتل ها همیشه اسلحه نمی کشند !

گاهی قاتل های لعنتی آنقدر دیر سراغت می آیند 

که می میری ...



 
 
جفت شش
نویسنده : یک نفس - ساعت ۱٠:٥٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۱/٢٦
 

خاتون برگرد ،

تاس نرد ما این روزها جفت شش نمی آورد ...!

تصویر از یکنفس



 
 
شنیده ام ...
نویسنده : یک نفس - ساعت ۱٢:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱/۱٤
 

شنیده ام که به جنگل قدم گذاشته ای

پلنگ وحشی من ! خوشبحال آهوها 

پانته آ صفایی

 از وبلاگ ناز و نیاز



 
 
برگرد
نویسنده : یک نفس - ساعت ۱۱:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱/۱٢
 

من این نحسی بی تو را

کجــا به دَر کنــم ... ؟!؟

کامران رسول زاده

خدایا فرجی .... خدایا رحمی ... منتظر معجزه ام ...



 
 
چشمانت
نویسنده : یک نفس - ساعت ٦:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱/۱۱
 

همفری بوگارت : چشمات اذیتت میکنه؟

- لورن باکال : نه

بوگارت : ولی پدر منو درآورده!

 

 
 
سیزده بدر
نویسنده : یک نفس - ساعت ۱:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱/۱۱
 

نحس ترین روز سال

روزی است که فهمیدم

یک عمر باید

بی تو تحویل شود ،

سالهایم ...!

از کامران رسول زاده

سیزدهم این وبلاگ دو ساله میشه



 
 
شعبده باز
نویسنده : یک نفس - ساعت ۳:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱/٤
 

شعبده یعنی تو !

که چشم برنمیدارمو گم میشوی ...

سهیل ملکی (عکس باز میشه؟)



 
 
باران
نویسنده : یک نفس - ساعت ۱:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱/۳
 

شنیدم دست باران قصد موهای تو را کرده

برایت چتر آوردم که باران را بسوزانم

حامد بهاروند



 
 
بخند
نویسنده : یک نفس - ساعت ۱:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱/۳
 

لبخند تو را چند صباحی است ندیده ام

یک بار دگر ، خانه ات آباد ، بگـو ســـیب



 
 
الیس الله بکاف عبده ؟؟
نویسنده : یک نفس - ساعت ۳:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱٢/٢۳
 

به ﺷﻠﻮﻏﯿﻪ ﺩﻭﺭﻡ ﻧﮕﺎﻩ ﻧﮑﻦ،

ﭘﺸﺘﻢ ﺧﺎﻟﯿﻪ ...


 
 
بگو از من تو انتقامِ چی رو داری می گی ری ؟؟؟!!!
نویسنده : یک نفس - ساعت ٧:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱٢/٢٢
 

من رودخانه ای را میشناسم

که با دریا قهر کرد

و عاشقانه به فاضلاب ریخت ...

سید مهدی موسوی ... تصویر saravut whanset ... art pics

تصاویر باز میشن؟



 
 
خدا
نویسنده : یک نفس - ساعت ٧:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱٢/٢٢
 

همه چرخش من رو مدار توئه ...



 
 
از محبت خارها گل میشود
نویسنده : یک نفس - ساعت ٧:٥٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱٢/٢۱
 

مهم بودن خوب است ،

اما خوب بودن ، مهـــمتر !

با تشکر از سعید

 .

 


 
 
تموم شو
نویسنده : یک نفس - ساعت ۱۱:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱٢/۱٦
 

گرگها خوب بدانند در این ایل غریب

 گر پدر مرد ، تفنگ پدری هست هنوز 

...

+ هستی تا ابد



 
 
دلم برایت تنگ شده
نویسنده : یک نفس - ساعت ٥:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱٢/۱٦
 

دلم 

تنگ می شود گاهی ...

برای حرف های معمولی

برای حرف های ساده !

برای " چه هوای خوبی ! " 

" دیشب شام چه خوردی ؟ "

برای " راستی ... ! ماندانا عروسی کرد . " 

" شادی پسری زایید . "

و چقدر خسته ام از " چرا " ؟

از " چگونه " !

خسته ام از سوالهای سخت ... پاسخهای پیچیده !

از کلمات سنگین

فکرهای عمیق

پیچهای تند

نشانه های با معنا ... بی معنا !

دلم

تنگ می شود گاهی

برای

یک " دوستت دارم " ساده !

 دو فنجان قهوه ی داغ  ...

سه روز تعطیلی در زمستان، ...

چهار " خنده ی " بلند ....

و

پنج " انگشت " دوست داشتنی . . . .

منصوب به مصطفی مستور



 
 
هنوز ماه من تویی
نویسنده : یک نفس - ساعت ۳:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱٢/۱٥
 

مرده بودیُ کسی در نفس من جان داشت

مرده بودیُ کسی باز به تو ایمان داشت ...!

مهدی موسوی



 
 
زندگی کن
نویسنده : یک نفس - ساعت ۱۱:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱٢/۱۳
 

در زندگی، یکی از سخت ترین کارها رها کردن و دور انداختن گذشته است.

زیرا دورانداختن گذشته یعنی رها کردن کدورت ها، کینه ها، توقعات، دلخوری ها

وانتظارات . آنچه که هستی چیزی جز گذشته ات نیست، تو چیزی جز شرطی

شدگی هایت نیستی. گذشته تنها چیزی است که در مورد خودت می دانی. انداختن

آن دشوار است ،سخت ترین چیز در زندگی است. با گذشت عمر، خاطرات

بیشتری در تو انباشته می شود تا جاییکه به کوه بزرگ تبدیل می شود. کوهی

بسیار سنگین. تو در زیر بار این سنگینی کمر خم می کنی. ولی کسانی که جرات

و شهامت دورانداختنش را داشته باشند، فقط آنان زندگی می کنند. دیگران فقط

تظاهر به زندگی کردن می کنند. همین که از بی فایده بودن خاطرات گذشته آگاه

شوی، می توانی فراموششان کنی. گذشته به تو نچسبیده است، تو هستی که به آن

چسبیده ای. پس فقط کافیست دستت را رها کنی.

چیز دیگری که احتمالا از آگاهی تو سر بر می آورد آینده است. آینده هنوز نیامده

است. پس چرا باید در مورد آن نگران بود؟ آنگاه که آینده از راه برسد به آن

خواهیم پرداخت، به آن پاسخ خواهیم داد. لزومی ندارد در مورد آینده نگران

باشی، آینده شاید هرگز نیاید و یا شاید بگونه ای بیاید که تو در حال حاضر نتوانی

تصور آن را بکنی. آینده قابل پیش بینی نیست.

و اما لحظه اکنون، لحظه اکنون هیچ محتوایی ندارد. اگر تو اکنون و اینجا باشی،

آگاهی ات خالی خواهد بود می توانی ببینی! هرگاه به درون ذهنت بنگری خواهی

دید یا چیزی متعلق به زمان گذشته در آن جاری است یا متعلق به زمان آینده. در

عوض مادامی که پای لحظه اکنون در میان باشد، سراپای تو آگاهی خواهد بود. و

انسان آگاه آرام آرام با رها کردن گذشته و آینده شروع به جای گیری در لحظه

اکنون می کند.زیستن در اینجا و اکنون، زندگی را زندگی کردن است ،زیستن

است، آگاهی محض است و هرچه از آگاهی محض برخیزد زیباست. در این

حالت هرکاری انجام دهی  رواست و از آن پشیمان نمی شوی و هیچگاه به سبب

انجام دادن کاری احساس گناه نمی کنی.




 
 
بخشندگی
نویسنده : یک نفس - ساعت ۱٠:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱٢/۱۳
 
بخشنده بودن بیشتر از آنکه توانایی مالی بخواهد ،

قلبی بزرگ میخواهد.....
 
 
 

 
 
موسیقی
نویسنده : یک نفس - ساعت ٥:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱٢/۸
 

وقتی واژه میماند

موسیقی میگوید ...



 
 
شگفت از تو
نویسنده : یک نفس - ساعت ۳:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/٢٥
 

به کمالِ عجز گفتم، که به لب رسید جانم

به غرور و ناز گفتی: تو مگر هنوز هستی؟!

فُروغی بَسطامی--- فیسبوک مادام کوترل
 

 
 
شاد باشیـــد
نویسنده : یک نفس - ساعت ۱۱:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/٢٤
 

بیایید بخوانیم

بیایید برقصیم

این دو تفریح ضرری برای دنیا ندارد ...

فیسبوک مجله هنری ژوان



 
 
خبرت هست؟
نویسنده : یک نفس - ساعت ۱۱:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/٢٤
 

خبرت هست که بی روی تو آرامم نیست ؟؟!

تصویر از ben zac


 
 
زن
نویسنده : یک نفس - ساعت ۱٢:٠٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/۱۸
 

من به هیچ زنی بر نخورده ام که

چیزی از بزرگی دراو نباشد...

فیسبوک بمب خنده



 
 
تولد
نویسنده : یک نفس - ساعت ۱:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/۱٧
 

در بیست و یک سالگی ، هزاران ســال زیسته ام ...

تصویر ben zac



 
 
یک نفس
نویسنده : یک نفس - ساعت ۱:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/۱٦
 

دلم یک نفس میخواهد

نفسی که قبل از دیدارت ،

لحظه ای که دوان دوان بسوی تو می آیم

به شماره افتاده باشد ...

نفسی که لحظه دیدارت بایستد ...

سکــوت

فقط آغـــوش

و آن لحظه ای است که از اعماق وجودم نفس میکشم ،

نفسی بس عمیق ، نفسی پر از آرامش ، گرما و عشق

و این لحظه ای است ، که یک نفس راحت میکشم ...

از وبلاگ  بیا خوب باشیم --- تصویر از Jenna Souers



 
 
شعر
نویسنده : یک نفس - ساعت ٧:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/۱٢
 

عاشق که میشوی ،

شعر گفتن ، آسان میشود ...

از یک نفس - تصویر fb-art pics

 


 
 
بوسه
نویسنده : یک نفس - ساعت ٩:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/۱٠
 

تو نیستی 

و من تمام بوسه هایت را

به لبهایم تسلیت گفته ام ...

عادل دانتیسم . 


 
 
شعور
نویسنده : یک نفس - ساعت ۱٠:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/۱٠
 

کلماتی که از دهانتان بیرون می آیند

ویترین فروشگاه شـــعور شما هستند ...!

 



 
 
به یاد تو
نویسنده : یک نفس - ساعت ٢:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/۱٠
 

چون طفل سرتقی که کشد مادرش به خاک

دل خواسته تو را ... و برایم نمی خرند!

از محمدرضا ایرانی- تصویر از یک نفس



 
 
میروم
نویسنده : یک نفس - ساعت ۱٢:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/۸
 

باید بروم دست بکاری بزنم ...



 
 
قضاوت
نویسنده : یک نفس - ساعت ۱:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/٥
 

با چشمانی که انقدر خطا میکنند ،

درباره دیگران قضاوت نکنیم ...!

 


 
 
دلتنگ
نویسنده : یک نفس - ساعت ۸:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/۳
 

آنقدر دلتنگتم ،

که اگر بفهمی 

از نبودنت خجالت میکشی ...!



 
 
بیا
نویسنده : یک نفس - ساعت ٢:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/۱
 

بیا ببوسمت ،

میخواهم بگذارمت کنار ...!

پوریا عالمی



 
 
من همینم که هستم
نویسنده : یک نفس - ساعت ۱٠:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱٠/۱۸
 

من همینم که هستم

شـــاخ نیستم ، چون گاو نیستم

خاص نیستم چون عقده ندارم

بالا نیستم ، چون پرچم نیستم

فقط یه آدمم

چیزی که خیلی ها نیستن ...



 
 
قسم
نویسنده : یک نفس - ساعت ۸:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱٠/۱٦
 

سخن راست ، قسم ندارد ...

احمد کسروی تبریزی


 
 
آونگ
نویسنده : یک نفس - ساعت ۸:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱٠/۱٦
 

در نور شمع ،

زن تری

در آفتاب صبح که چشم باز میکنی ،

فرشته تر

و من بین این دو زیبایی با شکوه

عاشقانه آونگ شده ام ...!

عباس معروفی - فیسبوک مادام کوترل

 



 
 
بیا
نویسنده : یک نفس - ساعت ۸:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱٠/۱٦
 

امشب از شبهای تنهاییست

رحمی کن

بیا 

مولانا - فیسبوک مادام کوترل



 
 
فضول
نویسنده : یک نفس - ساعت ٢:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱٠/٩
 

موی بشکافی به عیب دیگران

چو به عیب خود رسی ، کوری از آن



 
 
همیشه جوان ام
نویسنده : یک نفس - ساعت ۳:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱٠/٦
 

پیری همیشه از نظر من ،

یعنی پانزده سال

بیشتر از سن و سال خودم !

برنارد باروک - فیسبوک مجله هنری زوان


 
 
برآورده شو
نویسنده : یک نفس - ساعت ٩:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱٠/٥
 

تـــو زیباتریــن آرزوی منی ...

 



 
 
فراموش کردن
نویسنده : یک نفس - ساعت ٩:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱٠/٤
 

اول دستها ، بعد چشمانش را ؟

صدایش را اول؟

یا لبخندهایش؟

از کجا باید شروع کرد

فراموش کردنش را ؟

فیسبوک مادام کوترل



 
 
حالم خوبه
نویسنده : یک نفس - ساعت ٩:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱٠/۳
 

تو مبین که خاکم از خستگی و شکستگی ها ،

تو بخواه ، تا بسویت ز هوا سبکتر آیم ...!


مرحوم حسین منزوی

(تصویر "پایان دلتنگی" Hiroshima Mon Amour, 1959)
نشر ویژه در دیالکتیک تنهایی Dialectic of Solitude


 
پ.ن : خدایا شکر

 
 
برگرد
نویسنده : یک نفس - ساعت ۱٠:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱٠/٢
 

بیــــا ، بیــا که پشیمان شوی ازاین دوری ...

 



 
 
چای سرد
نویسنده : یک نفس - ساعت ۱:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٩/٢٩
 

تلخ منم ،

همچون چای سرد ،

که نگاهش کرده باشی ساعات طولانی و ننوشیده باشی ...

تلخ منم ؛

چای یخ

که هیچکس ندارد هوسش را ...!

سید علی صالحی



 
 
نبرد
نویسنده : یک نفس - ساعت ۱:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٩/٢٩
 

صلح است میان کفر و اسلام

با ما تو هنوز در نبردی ... ؟!!؟



 
 
حسرت
نویسنده : یک نفس - ساعت ۱۱:٥۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٩/٢۱
 

گاهی اوقات . . . !

حسرت تکرار یک لحظه ،

دیوانه کننده ترین حس دنیاست ...



 
 
فاصله
نویسنده : یک نفس - ساعت ٩:۱٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٩/۱٩
 

یه روزی تو رو از فاصله ها ،

پس میــــگیرم .



 
 
دوستت دارم
نویسنده : یک نفس - ساعت ٩:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٩/۱٩
 

دوستت دارم

با تو لجبازی نمیکنم ...

مانند کودکان ،سر ماهی ها با تو قهر نخواهم کرد !

ماهی قرمز مال تو ، ماهی آبی مال من ...

اصلا هر دو ماهی مال تو

تو مال من

نزار قبانی / عکس از هدی رستمی


 

 
 
نمیرسم
نویسنده : یک نفس - ساعت ٢:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٩/۱٥
 

هر جور حساب میکنم ،

به تو نمیرسم ؛

اما

دارم می آیم ...!

افشین صالحی



 
 
شاکی
نویسنده : یک نفس - ساعت ۱٠:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٩/۱٤
 

همیشه پیش خدا شاکی بودم ،

برای لمس تن تو ،

دو دست کم است ...!

توحید هجرتی

 

پ . ن: خیلی دنبال عکس برای این پست گشتم و فکر میکنم بهترین عکسو پیدا کردم


 
 
برگرد
نویسنده : یک نفس - ساعت ٥:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٩/۱٤
 

برایت سیب جمع کرده ام ،

برگرد ...

اینجا مرا بی تو ،

آدم حساب نمیکنند ...!

سیاوش رازانی