یک نفس

سعدیا گر نکند یاد تو آن یار مرنج/ما که باشیم که اندیشه ما نیز کنند؟

 
گمانم محمود مرا لو داده
نویسنده : یک نفس - ساعت ٩:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٤/۳
 

از

 استاد منوچهر احترامی

(خالقِ اثر جاودان، حسنی نگو، یه دستهِ گل)


قورباغه توی کلاس ورجه وورجه میکرد
آقای افتخاری گفت: قاسم! این قورباغه را از کلاس بینداز بیرون

قاسم گفت: آقا اجازه؟ ما از قورباغه می‌ترسیم

آقای افتخاری گفت: ساسان! تو این قورباغه را بینداز بیرون

ساسان گفت: آقا اجازه؟ ما هم می‌ترسیم

آقای افتخاری گفت: بچه ها! کی از قورباغه نمی‌ترسد؟

من گفتم: آقا اجازه؟ ما نمی‌ترسیم

آقای افتخاری گفت: کیف و کتابت را بردار و گمشو از کلاس برو بیرون،

گمان می‌کنم که محمود مَرا لو داده باشد؛ و گرنه آقای افتخاری از کجا می‌دانست
که من قورباغه را به کلاس آوردم...؟!