یک نفس

سعدیا گر نکند یاد تو آن یار مرنج/ما که باشیم که اندیشه ما نیز کنند؟

 
آذربایجان
نویسنده : یک نفس - ساعت ٢:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٥/٢٤
 

سلام هموطن ... !

اینجا آذربایجان است ، سر ایران ...

یک عمر جک گفتی سکوت کردم ...

بیگانه حمله کرد، بابک را دادم ...

جنگ شد ، باکری ها را دادم ....

رضا زاده و دایی و ساعی ، شادی را به خانه هایتان 

آوردند ...

ولی باز گفتی و گفتی و گفتی ...

هموطن ! این بار نه از جنگ خبر است نه از چیز دیگری .

خانه ام ویران شده ، پدر و مادرم و خواهر و برادرم زیر 

آوار اند ...

کمکم کن ... کمکم کن ...

منبع : www.starmadrid.blogfa.com