یک نفس

سعدیا گر نکند یاد تو آن یار مرنج/ما که باشیم که اندیشه ما نیز کنند؟

 
برای این همه شب یلدا ، که فال من نبوده ای ...
نویسنده : یک نفس - ساعت ٩:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٩/۳٠
 

کوتاه ترین شب ها هم 

بی تو نمیگذشت ...

رحم کن عشق من !

امشب ، شب یـلدا است ...
 



 
 
شب یلدا
نویسنده : یک نفس - ساعت ۸:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٩/۳٠
 

برای من 

هر شب بی تو یلداست ...

منی که زیر حافظ چشمانت ،

یادت را

دانه دانه میکنم ...
 



 
 
بیا
نویسنده : یک نفس - ساعت ۳:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٩/۱۳
 

من آب می پاشم و جارو میزنم و مهمان دعوت میکنم ،

تو اگر دلش را داشتی نیا ... !

 


 
 
اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
نویسنده : یک نفس - ساعت ۱۱:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٩/۱۱
 

همه دارند به پابوسی تو می آیند

طبق معمول من بی سروپا جا مانده ام ...

یا امام حسیــــن (علیک السلام )



 
 
اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
نویسنده : یک نفس - ساعت ۱۱:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٩/۱۱
 

عاشقی که برای آدم حواس نمی گذارد 

دستهایش را کنارعلقمه جا گذاشته بود ... !

یا ابوالفضل (علیک السلام )



 
 
رفت !
نویسنده : یک نفس - ساعت ٩:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٩/۱۱
 

از همان جاده ای که آمد ،

رفـت !

رفت و اندوه برنگشتن شد ... 

علیرضا آذر



 
 
کجایی ای دوست ؟؟!!
نویسنده : یک نفس - ساعت ۱:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٩/٤
 

اوقات خوش آن بود که با دوست به سر شد

باقی همه بی حاصلی و بی خبری بود ...!

حافظ




 
 
دوستت دارم
نویسنده : یک نفس - ساعت ۱٠:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٩/۳
 

مچ دوستت دارم هایت را بگیر ،

سرکوچه ها پرسه می زنند ...!

سعید چولکی