یک نفس

سعدیا گر نکند یاد تو آن یار مرنج/ما که باشیم که اندیشه ما نیز کنند؟

 
سابق
نویسنده : یک نفس - ساعت ٩:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٢/۳۱
 

آدم خاطـــره دار ،

دیگر هیچوقت آن آدم سابق نمیشود ...

هیـــــچوقت .....!



 
 
مولانا
نویسنده : یک نفس - ساعت ٩:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٢/٢٥
 

دگرباره بشوریدم بدان سانم به جان تو

که هر بندی که بربندی بدرانم به جان تو

من آن دیوانه بندم که دیوان را همی‌بندم

زبان مرغ می‌دانم سلیمانم به جان تو

نخواهم عمر فانی را تویی عمر عزیز من

نخواهم جان پرغم را تویی جانم به جان تو

چو تو پنهان شوی از من همه تاریکی و کفرم

چو تو پیدا شوی بر من مسلمانم به جان تو

گر آبی خوردم از کوزه خیال تو در او دیدم

وگر یک دم زدم بی‌تو پشیمانم به جان تو

اگر بی‌تو بر افلاکم چو ابر تیره غمناکم

 

وگر بی‌تو به گلزارم به زندانم به جان تو

سماع گوش من نامت سماع هوش من جامت

عمارت کن مرا آخر که ویرانم به جان تو

درون صومعه و مسجد تویی مقصودم ای مرشد

به هر سو رو بگردانی بگردانم به جان تو

سخن با عشق میگویم که او شیر و من اهویم

چه اهویم که شیران را نگهبانم به جان تو

ایا منکر درون جان مکن انکارها پنهان 

که سر سرنبشتت را فروخوانم به جان تو

چه خویشی کرد آن بی‌چون عجب با این دل پرخون

که ببریده‌ست آن خویشی ز خویشانم به جان تو

تو عید جان قربانی و پیشت عاشقان قربان

بکش در مطبخ خویشم که قربانم به جان تو

ز عشق شمس تبریزی ز بیداری و شبخیزی

مثال ذره گردان پریشانم به جان تو

حتی تو اینترنتم نباید حرفتو بگی


 
 
پدر
نویسنده : یک نفس - ساعت ۳:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٢/٢٢
 

هیچ چیز

به اندازه یک کــوه ،

شبیه پــــدر نیست ...!

از کریستین بوین



 
 
بلاخره
نویسنده : یک نفس - ساعت ٢:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٢/٢٢
 

انگار تو را دیده 

خوابم ، بیدار نمیشود ...!

افشین صالحی - یه مشت شعر فیسبوک



 
 
هنوز ...
نویسنده : یک نفس - ساعت ۳:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٢/٢۱
 

دو سال میگذرد و من هنـــوز سربازم

وظیفه شب و روزم

ندیده بانی توست ...

یاسر قنبرلو . تصویر از  Isaac Gautschi



 
 
باز ...
نویسنده : یک نفس - ساعت ۱٢:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٢/٢
 

قاتل ها همیشه ،

چاقو ... تفنگ ...

قاتل ها همیشه اسلحه نمی کشند !

گاهی قاتل های لعنتی آنقدر دیر سراغت می آیند 

که می میری ...