یک نفس

سعدیا گر نکند یاد تو آن یار مرنج/ما که باشیم که اندیشه ما نیز کنند؟

 
زندگی
نویسنده : یک نفس - ساعت ۱٠:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٧/٢٩
 

زندگی بیمارستانی است

که در آن هر بیماری اسیر آرزوی عوض کردن تخت

هاست،

این یکی میخواهد روبروی بخاری رنج بکشد 

آن یکی گمان میبرد سلامتی اش را در کنار پنجره باز

میابد...

همیشه به نظر میرسد هرجایی که نیستیم ،

همانجا احساس راحتی خواهیم کرد ...!



 
 
پاییز
نویسنده : یک نفس - ساعت ۱٠:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٧/٢٩
 

پاییز مرد میانسالی است

با موهای جوگندمی کم پشت ،

که معشوقش

پشت هر بهار

ترکش میکند ...

کامران رسول زاده



 
 
راز و نیاز
نویسنده : یک نفس - ساعت ٩:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٧/٢٥
 

شانه های دلم

بد درد میکنند !

انگار دلم گرفته

که نیاز به یک سجاده پهن دارم

برای فشرده شدن ابرهای احتمالی طوفانی

هوایم عجیب آلوده است ...



 
 
برگرد
نویسنده : یک نفس - ساعت ۸:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٧/٢۳
 

رفتنت

رنگ از روی تابستان برد !

چهره اش به زردی نشست و

پاییز شد ...

برگرد تا برف پیری 

سفید پوشش نکرده ...


مریم علیخانی
 

 
 
عرفه
نویسنده : یک نفس - ساعت ۳:٤٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٧/٢۳
 

نا امید از در رحمت به کجا باید رفت ؟!

یا رب از هرچه خطا رفت ، هزار استغفار ...

سعدی

 

 


 
 
فقط مهربانتر شو
نویسنده : یک نفس - ساعت ۳:٥٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٧/۱۸
 

شلیک هر گلوله

خشمی است ، که از تفنگ کم میشود ؛

سینه ام را آماده کرده ام 

تا تــ ــو مهربان تر شوی ...!

گروس عبدالملکیان



 
 
دلتنگی
نویسنده : یک نفس - ساعت ٥:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٧/۱٧
 

دکتر ,

گوشی را رویِ سینه ام جابجا می کند :

نفسِ عمیق

عمیق تر 

وَ می گوید :

حجمِ شش هایِ شما کم شده است !

من اما فقط ,

دلم برای تو تنگ شده است ..

شهریار بهروز



 
 
آتش
نویسنده : یک نفس - ساعت ٩:۳۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٧/۱٦
 

دارم به اجزای تشکیل دهنده ام تبدیل میشوم

آب

باد

خاک

و این آتش که تو به جانم انداخته ای ...!

کامران رسول زاده



 
 
که خرابم کنی و برگردی ... ؟؟!!
نویسنده : یک نفس - ساعت ٢:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٧/٥
 

این همه راه اومدی که بری ... ؟؟؟!!!؟



 
 
پاییز
نویسنده : یک نفس - ساعت ٩:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٧/٤
 

وقتی که می رفتی، بهار بود

تابستان که نیامدی، پاییز شد

پاییز که برنگشتی، پاییز ماند

زمستان که نیایی، پاییز می ماند

تو را به دل پاییزی ات

فصلها را به هم نریز...