یک نفس

سعدیا گر نکند یاد تو آن یار مرنج/ما که باشیم که اندیشه ما نیز کنند؟

 
توکل به خدا
نویسنده : یک نفس - ساعت ۱۱:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٤/۳۱
 

ما غصه هایمان را

شمردیم و به خواب رفتیم ،

باید هم کابوس می دیدیم ...



 
 
این روزها ...
نویسنده : یک نفس - ساعت ٩:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٤/٢٧
 

این روزها خوابم نمی آید !

فقط میخوابم ،

تا بیدار نباشم ... !



 
 
اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
نویسنده : یک نفس - ساعت ٩:۱٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٤/٢٦
 

که دنیا ، به خسران عقبی نیارزد

به دوری ، زِ اولاد زهرا نیارزد

و این زندگانی فانی ،جوانی ، خوشی های امروز و اینجا

به افسوس بسیار فردا

                              نیارزد

 

                   


 
 
مجروح
نویسنده : یک نفس - ساعت ٦:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٤/٢٥
 
 
گرچهِ خونم نِمی‌رَود، لیک به گمانم که،
 
مجروحم...!
 
پابلو نرودا
(نقاشی، "جراحَت" از مجموعه هنرهای مفهومی، اثر Niki Sand)
 

 
 
به تنگ آمده ام ...
نویسنده : یک نفس - ساعت ۱:٥۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٤/٢٥
 

من به تنگ آمده ام از همه چیز ،

بگذارید ، هواری بزنم ...!

فریدون مشیری



 
 
تنهایی
نویسنده : یک نفس - ساعت ٢:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٤/٢٤
 

تنهایی اصلا هم عجیب نیست ؛

تنهایی کسی شبیه به من است که

نمیداند امروز چند شنبه است ...

از وبلاگ پستهای فیسبوکی



 
 
قدم زدن
نویسنده : یک نفس - ساعت ۸:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٤/٢٠
 

برای قدم زدن با تو

هرازگاهی از خودم بیرون میزنم

روحم هنــوز

به خانه برنگشته است ...



 
 
جهان
نویسنده : یک نفس - ساعت ٩:٢٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٤/٢٠
 

جهان

از چشمهای تو شروع میشود

و جایی در امتداد آشفتگی موهایت 

به باد می رود ...



 
 
مهمانی خدا
نویسنده : یک نفس - ساعت ٢:٠۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٤/۱٩
 

از عـــــرش صدای ربنا می آید

مهمان خدا سوی خدا می آید ...

فرا رسیدن ماه مبارک رمضان رو به همه تبریک میگم امیدوارم به لطف خدا قدر این ماه رو بدونیم تا بعدا دچار پشیمونی و حسرت نشیم



 
 
دستهایت
نویسنده : یک نفس - ساعت ٦:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٤/۱۸
 

و اما نبود دستهایت

خود ماجرایی است ،

که شروعش

پایان جهان است ...!



 
 
افرینش من
نویسنده : یک نفس - ساعت ۱۱:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٤/۱٦
 

بنگر چگونه دست تکان میدهم

گویی مرا

برای وداع آفریده اند ... !



 
 
عبور
نویسنده : یک نفس - ساعت ٩:٢۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٤/۱٥
 

دیروز

عبور تو در کوچه ها وزید ،

و هنــــوز

دهان پنجره ها باز مانده است !



 
 
مخاطب خاص
نویسنده : یک نفس - ساعت ۱٠:۳۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٤/۱٤
 

من ازمیان همه شما

منتظر کسی بودم ،

که نیامد ... !



 
 
اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
نویسنده : یک نفس - ساعت ۱۱:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٤/۱۳
 

آلودگی هوا که سهل است !

آلودگی دلهایمان نیز از حد هشدار گذشته ،

و نفسهایمان به شماره افتاده

سال هاست زندگیمان تعطیل رسمی است .

هوای باریدن نداری مولا؟

اللهم عجل لولیک الفرج

 


 
 
روزی ...
نویسنده : یک نفس - ساعت ۳:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٤/۱۳
 

 تا هســـتم اِی رفـیق، ندانی که کیســتم 

روزی سُراغِ وقتِ من آئی، که نیــستم...!



شهریار



 
 
تولد من
نویسنده : یک نفس - ساعت ۱٠:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٤/۱٠
 
 
کاش تولدِ من هم می‌ماند برای بعد،

به کجای دنیا بَر می‌خورد؟!


عباس معروفی
سالِ بلوا


 
 
نفسم
نویسنده : یک نفس - ساعت ٩:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٤/۱٠
 
 
بسته راهِ نفسم ، بغضُ و دِلم شعلهِ وَر است

چون یتیمی که به او،

فُحشِ پدر

داده کسی...


مهدی اخوان ثالث



 
 
فردا
نویسنده : یک نفس - ساعت ۱٠:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٤/٩
 

باد

ورقهای دفتر شعرم را

با خود برد،

فردا

تمام شهرعاشقت میشوند ...



 
 
شروع دوباره
نویسنده : یک نفس - ساعت ۱٠:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٤/٧
 

در انتظار آغازی  دگرم

انتخاب مجدد جفت ها !

شاید این بار نوحی بیاید ،

مرا برگزیند

در کنار

" تو " !

نیما حاج سیدی جوادی



 
 
اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
نویسنده : یک نفس - ساعت ۱٠:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٤/٧
 

تو که یک گوشه چشمت غم عالم ببرد

حیف باشد که تو باشی و مرا غم ببرد 

 

یا صاب الزمان



 
 
خاطره
نویسنده : یک نفس - ساعت ٩:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٤/۳
 

صـدا .......... رفت

تصویـر ........ رفــت

خاطراتش ، .... نمیروند ، مانده اند ...!



 
 
گمانم محمود مرا لو داده
نویسنده : یک نفس - ساعت ٩:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٤/۳
 

از

 استاد منوچهر احترامی

(خالقِ اثر جاودان، حسنی نگو، یه دستهِ گل)


قورباغه توی کلاس ورجه وورجه میکرد
آقای افتخاری گفت: قاسم! این قورباغه را از کلاس بینداز بیرون

قاسم گفت: آقا اجازه؟ ما از قورباغه می‌ترسیم

آقای افتخاری گفت: ساسان! تو این قورباغه را بینداز بیرون

ساسان گفت: آقا اجازه؟ ما هم می‌ترسیم

آقای افتخاری گفت: بچه ها! کی از قورباغه نمی‌ترسد؟

من گفتم: آقا اجازه؟ ما نمی‌ترسیم

آقای افتخاری گفت: کیف و کتابت را بردار و گمشو از کلاس برو بیرون،

گمان می‌کنم که محمود مَرا لو داده باشد؛ و گرنه آقای افتخاری از کجا می‌دانست
که من قورباغه را به کلاس آوردم...؟!



 

 
 
غریب
نویسنده : یک نفس - ساعت ٤:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٤/۳
 

غریبه ها که هیچ !

دوستان هم گاهی به اندازه دوسه خط بیشتر،

حوصله ات را ندارند ...



 
 
اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
نویسنده : یک نفس - ساعت ۱٠:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٤/۱
 

مینویسم

که شب تار ، سحر میگردد

یک نفر مانده ازاین قوم ، که برمیگردد 

نیمه شعبان رو به همه تبریک میگم



 
 
نیمه شعبان مبــــــارک
نویسنده : یک نفس - ساعت ۱٠:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٤/۱
 

ای پادشه خـــوبان

دل بی تو ، به جان آمـــد ...

السلام علیک یا اباصالح المهدی