یک نفس

سعدیا گر نکند یاد تو آن یار مرنج/ما که باشیم که اندیشه ما نیز کنند؟

 
تلخی
نویسنده : یک نفس - ساعت ٧:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/٢٩
 

تلخی این روزهایم را ببخشید ...

دیگر قندی در دلم آب نمی شود ...



 
 
السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا یا امام غریب
نویسنده : یک نفس - ساعت ۱۱:٠۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٧/٢۸
 

و بغض هایی که پیش پای تو باز می شوند ...

اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم




 
 
اللهم عجل لولیک الفرج
نویسنده : یک نفس - ساعت ۱۱:٠٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٧/٢۸
 

خـــدایا شیعه خیلی تنهاست ... کجاست مهدی ما ؟

اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم



 
 
ارزش تو
نویسنده : یک نفس - ساعت ٩:٤٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/٢٧
 


 
 
یک تصمیم جدید
نویسنده : یک نفس - ساعت ٩:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/٢٧
 


 
 
زن
نویسنده : یک نفس - ساعت ۱٢:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/٢٧
 

زنان پایین شهر ،

ریاضی دانان بزرگی هستند ؛

آخر هیچ ارشمیدسی نمیتواند

نیم کیلو گوجه را

به نام آبگوشت

بین سیزده نفر تقسیم کنــد ........



 
 
احتــــرام
نویسنده : یک نفس - ساعت ۱۱:٥٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٧/٢٧
 


 
 
باطن و ظاهر من
نویسنده : یک نفس - ساعت ۱٠:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/٢٠
 

مهم نیست که از بیرون چطور به نظر می آیم ،

کسانی که درونم را میبینند ،

برایم کافی اند ...

برای آنهایی که از روی ظاهرم قضاوت میکنند ، حرفی ندارم

همان بیرون بمانند برایشان کافی است .



 
 
جان
نویسنده : یک نفس - ساعت ۱٠:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/٢٠
 

تــو ؛

همان جانِ منی ،

که گاهی میرسی به لبهــایم ...



 
 
مست
نویسنده : یک نفس - ساعت ۱٠:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/٢٠
 

با فنجانی چای میتوان مست شد اگر ؛

کسی که باید باشد ، باشد .



 
 
خدا
نویسنده : یک نفس - ساعت ۸:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/٥
 

عجیب است که

پس از گذشت دقیقه ای به پزشکی اعتماد میکنیم ،

بعد از چند روز به دوستی ،

بعد از چند ماه به همکاری ،

بعد از چند سال به همسایه ای ... !

اما بعد از یک عمر به خدا اعتماد نمی کنیم 



 
 
اللهم عجل لولیک الفرج
نویسنده : یک نفس - ساعت ۸:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/٥
 

انشـــا میکنم

نامت را در این دنیا ...

تا امـــلا کنی

نامم را در آن دنیا ...

اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم



 
 
اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجّل فرجهم
نویسنده : یک نفس - ساعت ۸:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/٥
 

من دل نداده ام تا که روزی پس بگیرم

السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا یا ضامن آهو یا امام شهید



 
 
زد و خورد ساده
نویسنده : یک نفس - ساعت ٢:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/٥
 

یک زد و خوردِ ساده بود !

تو جا زدی ...

من جا خوردم ...


 
 
تا ...
نویسنده : یک نفس - ساعت ٢:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/٥
 

تا خاک نشدی ؛

خاکی باش ...



 
 
حرمت
نویسنده : یک نفس - ساعت ٢:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/٥
 

دستهایم بالین کودک فردایم خواهد شد

بی حرمتشان نمیکنم ،

و به هرکس نمی سپارمشان ...



 
 
احتیاط
نویسنده : یک نفس - ساعت ٢:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/٥
 

این روزها از کنار من که میگذری احتیاط کن

هزاران کارگر در من

مشغول کارند ...

روحیه ام در دستِ تعویض است ...



 
 
غیرت
نویسنده : یک نفس - ساعت ۱۱:۳٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٧/٢
 

به دنبال اعلام مدیر گوگل، مبنی بر عدم توقف پخش فیلم توهین‌آمیز به

پیامبر (ص)، علمای مسلمان برای نشان دادن اعتراض استفاده از

جستجوگر گوگل و سایت یوتوپ را در تمامی کشورهای مسلمان به

مدت دو روز ( 3 و 4 مهر ماه ) منع و تحریم کرده‌اند.


طبق پیش بینی انتظار می‌رود سهام شرکت گوگل افت کرده و

خساراتش به 210 میلیون دلار برسد.


لطفا این مطلب را به عنوان پست در معرض عموم قرار دهید و همچنین

به دوستان خود اطلاع دهید تا بزرگترین حرکت در دفاع از رسول الله را

انجام دهیم.


 
 
برای شادی روح بلندشان صلوات ...
نویسنده : یک نفس - ساعت ٦:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/۱
 

شهادت را نه در جنگ ، که در مبارزه می دهند

ما هنوز شهادتی بی درد می طلبیم

غافل که شهادت را جز به اهل درد نمی دهند ...



 
 
دوران خوب مدرسه
نویسنده : یک نفس - ساعت ٥:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/۱
 

دیروز میگفتم :

مشق هایم را خط بزن ......مرا مزن

روی تخته خط بکش ........گوشم را مکش

مهر را در دلم جاری بکن ..... جریمه مکن

هر چه تکلیف میخواهی بگیر ..... امتحان سخت مگیر

اما اکنون ..

مرا بزن ...گوشم را بکش ... جریمه ام کن ... امتحان سخت بگیر ...

مرا یک لحظه به دوران خوب مدرسه باز گردان



 
 
چند دقیقه از تابستان ؟؟؟
نویسنده : یک نفس - ساعت ۱۱:۱٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٧/۱
 

خداحافظ تابستان ،

یادت باشد روزهای گرمت به سردی گذشت ...!

از وبلاگ یه پسر باحال از دماوند



 
 
بسیار زیبــــــــــــــــــــــا.
نویسنده : یک نفس - ساعت ۱٠:٢٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٧/۱
 

حافظ

اگر آن ترکِ شیرازی بدست آرد دلِ ما را

به خالِ هندویش بخشم ، سمرقند و بخارا را

صایب تبریزی

هرآنکس چیز میبخشد ، زجان خویش میبخشد

نه چون حافظ که میبخشد سمرقند و بخارا را

اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را

به خالِ هندویش بخشم سر و دست و تن و پا را

شهریار

هرآنکس چیز میبخشد ، بسانِ مرد میبخشد

نه چون صایب که میبخشد سرو دست و تن و پا را

سر و دست و تن و پا را به خاکِ گور میبخشند

نه بر آن ترک شیرازی که برده جمله دلها را

اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دلِ ما را

به خالِ هندویش بخشم تمامِ روح و اجزا را